محمد مهدى ملايرى

447

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

جبيران - اقطاعى منسوب به جبير بن ابى زياد معقلان - اقطاعى منسوب به معقل بن يسار « 1 » عبيدان - نهرى از آن عبيد بن كعب النميرى « 2 » از مطالعهء دقيق‌تر در عربى بصريان آن دوران مىتوان به خوبى دريافت كه در آن ، گرايش به فارسى و تقليد از الگوهاى ايرانى كم نيست . جاهاى قديمى آنجا را همچنان با همان نامهاى فارسى خواندن ، و واژه‌هاى قديم فارسى را به جاى مرادف عربى آنها به كار بردن ، مىتوان نمودى از همين گرايش دانست . نامهاى قديم فارسى در عربى بصريان قديم از جمله نامها و اصطلاحات قديم فارسى كه در زبان عربى بصره باقى مانده و از نظر مطالعه در سير تاريخى زبان فارسى در اين دوران انتقال درخور توجه است يكى اب‌كن است كه در عربى به صورت ابكن درآمده ، و آن به پيشرفتگى آب در خاك يا به گودالهاى آب يا آبگيرهائى گفته مىشده كه در كنارهء رودها در اثر آب‌خوردگى به وجود آمده باشد و آن را دستى نكنده باشند . نشانى از اين نام و محل آن را در خبرى مىيابيم كه دربارهء ، كندن آب‌راهى براى مهاجران عرب بصره در تاريخها آمده . نوشته‌اند وقتى عربهاى مهاجر بصره از اين‌كه آب شرب آنها دور از دسترس آنها است به عمر شكايت بردند خليفه انجام تقاضاى آنها را به ابو موسى اشعرى كه در آن هنگام كارگزار وى در بصره بود واگذارد ، و ابو موسى هم از محلى درياچه مانند كه ابكن خوانده مىشد و در كنار نهر اجّانه به وجود آمده بود براى آنها آب راهى جداگانه ساخت « 3 » . در برهان قاطع از جمله معانى كلمه ، آب‌خوست آمده : « و محلى را نيز گويند كه آب آن را كنده باشد و آن را آب‌كند هم مىگويند » .

--> ( 1 ) . نمونه‌هاى بيشترى از اين‌گونه نامها را در فتوح البلدان ، ص 441 - 451 خواهيد يافت . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 446 . ( 3 ) . اجانه به ظرفى گفته مىشده كه در آن رخت مىشسته‌اند . در برخى از كتابهاى لغت اين كلمه را به فارسى تغار معنى كرده‌اند . شرح فارسى قاموس در جبر . ولى اجّانه هم عربى نيست و پيش از آمدن عربها به اين‌جا اين نام وجود داشته .